روزی که این وب رو ساختم فکر میکردم که نینی دومم رو باردارم! گفتم از همون روزایی که متوجه وجود نازنینش شدم بیام و خاطراتم رو ثبت کنم!
همه چیز نشون از بارداری میداد! همه حالاتم شده بود مثل حاملهها. بعضی از نشونیهاش هم مثل بارداری اولم بود. بیبی چک خط دوم رو خیلی کمرنگ نشون میداد! با محاسبات خودم و میانگین دورههای پر.ی.و.د.م، یک روز عقب انداخته بودم! اما برای اطمینان بیشتر رفتم آزمایشگاه و آزمایش دادم! تقریباً مطمئن بودم که جواب مثبته!
سه بار تا جواب آزمایش رو بهم بگن به آزمایشگاه زنگ زدم هی میگفت هنوز حاضر نشده! دیگه داشتم از اضطراب میمردم! بار سوم مسئول آزمایشگاه که دیگه منو شناخته بود و دلش نمیخواست جواب منفی بهم بده گفت:
- سلام خانوم... آزمایش شما عدد 15 رو نشون میده! این یعنی مشکوک. میخواین با دکتر آزمایشگاه صحبت کنین؟!
- بله! ممنون میشم... (ته دلم هنوز امیدوار بودم که خوب مشکوک هم خوبه دیگه!)
- سلام خانوم! شما تاریخ آخرین پ.ر.ی تون چندم بوده؟
- 10ام!
- خوب خانوم امروز تازه 8ام ماهه و شما زود آزمایش دادین؟
- آخه دیشب بیبی چک خط دوم رو خیلی کمرنگ نشون داد!
- خوب اونم مشکوک بوده. عدد آزمایش شما خیلی کمه و مشکوک خیلی کم رو نشون میده! تا روز 13 و 14 صبر کنین اگه باز نشد آزمایش رو تکرار کنین.
- بله! ممنون!
هنوز ته دلم امیدوار بودم که شاید آزمایش رو زود دادم! به همسری گفتم، اونم گفت خوب مشکوک یعنی اوکییه دیگه! حله ایشالله! الکی هم استرس نداشته باش!
روز 10 ام ماه شد و تا بعداز ظهر خبری نبود! منم که معمولاً دورههام 26-28 روزه بود دیگه مطمئن داشتم میشدم که مثبته! بعد از ظهر خونه دوستم دعوت بودیم. با کلی سرخوشی حاضر شدم و با دخملیم رفتیم. چند تا از همکاراش هم بودن و اومده بودن تولد بازی!
یه ذره نشستیم به بگو بخند و بعدش من رفتم دستشویی... آآآآآآآآآآآآآآخ! نه ه ه ه ه ه ه ه ه ه! علائم کوفتیش ظاهر شده بود!
یه دفعه همه اون امیدها پودر شد و ریخت پایین! انرژیم شد زیر صفر! یه دپرسی همه وجودم رو گرفت که دلم میخواست همونجا بزنم زیر گریه... دوستم فهمید که حالم یه دفعه دگرگون شد... در جریان بود که دارم برای بچه دوم اقدام میکنم! بهش گفتم که چی شده!
از اونجایی که خیلی راغب به آوردن بچه دوم نیست گفت:
- چه بهتر! هر چی دیرتر بهتر!
- چی میگی؟ واسه کسی که برای اینکار برنامهریزی کرده اصلاً هم منفی بودن خوشحالکننده نیست!
- یعنی توی دیوونه جدی جدی میخوای بچه دوم رو بیاری؟!
- خوب معلومه! مگه یادت رفته که من قبل از ازدواج هم اعتقاد به تک فرزندی نداشتم و هنوزم ندارم! دلم میخواست فاصله بچههام سه سال باشه! البته یه کم اینور و اونورش مهم نیست اما نمیخواستم نیمه دومی بشه که خوب انگار قسمت بچه دوم ما اینه که نیمه دومی باشه!
- حالا هم که چیزی نشده! ایشالله ماه بعد!
- آره میدونم! تمام دلنگرانیم برای نیمه دومی نشدن بود که خوب دیگه اونم کاریش نمیشه کرد! حالا چه جوری به همسری بگم؟ اون طفلی از من امیدوارتر بود!
- خدا همسری رو حفظ کنه! تا اونو داری غم نداشته باش!
اما یه سوال بزرگ تو ذهنم مونده بود که خوب پس اینهمه تغییر حالات و احوال بابت چی بود؟ این مشکوک شدن بیبی چک و جواب آزمایش چی بود؟!
اومدم نت و حسابی سرچ کردم. بهترین جواب و مرتبطترین جوابی که گرفتم این بود:
«در صورتی که شما نتیجه مثبت زودهنگام از تستهای خانگی بگیرید و کمی بعد هم پریود شوید، ممکن است دچار عارضه "حاملگی شیمیایی" شده باشید. این بدان معناست که یک تخمک بارور شده به رحم منتقل شده و سپس به اندازهای رشد کرده است که هورمون hCG تولید کند؛ اما پس از آن، رشد تخمک بنا به دلایلی متوقف شده است. این اتفاق برای 20 تا 50 درصد از تخمکهای بارورشده می افتد، که دلیل آن ممکن است غیرطبیعی یا ناسالم بودن تخمک یا عدم توانایی آن برای رشد و تبدیل شدن به جنین، باشد. در این حالت، شما دوباره پریود خواهید شد، هرچند این دوره پریود ممکن است کمی دیرتر شروع شده و خونریزی شما نیز بیشتر از حد معمول باشد. در گذشته که تستهای حاملگی به اندازه امروز دقیق نبودند، این حاملگیهای شیمیایی هیچ وقت تشخیص داده نمی شدند. به همین دلیل، برخی از متخصصان بر این باورند که بهتر است تا یک هفته پس از موعد مقرر پریود بعدی خود نیز صبر کنید و سپس تست حاملگی را انجام دهید تا نتیجه دقیق تری به دست بیاورید.»
بعد از زایمان اول دیگه هیچ پر.یود دردناکی رو تجربه نکرده بودم. اما اینبار پدرم دراومد! دردهای وحشتناک و شدت زیاد و روزهای اول تقریبا غیر قابل کنترل! کاملاً منطبق با نظریه بالا!
ماه قبل اقدام سوم ما و این ماه، ماه چهارمی هست که اقدام کردیم.
سعی کردم تو این ماه کلیه روشهای علمی رو هم به کار ببرم. هم اندازه گیری دما و هم کیت تخمک.گذاری.
تو ماههای قبل، از اندازهگیری دمای بدن جهت تعیین زمان تخمک. گذاری استفاده کردم که خوب چون افزایش دما بعد از 15 الی 24 ساعت پس از تخمک. گذاری رخ میده، خیلی روش دقیقی نبود و ما در ماه دوم بعد از افزایش دما اقدام کردیم که خودم هم میدونستم بینتیجه خواهد بود!
این ماه (ماه چهارم) هر دو روش رو تؤامان استفاده کردم و سعی کردم که تاریخ دقیق رو پیدا کنم. به نظرم تا حد زیادی هم موفق بودم! اما تا امروز که هنوز 8 روز به تاریخ پریم مونده هیچ تغییر حالتی ندارم و ابداً هیچ چیز خاصی حس نمیکنم!
توکل بر خدا! به همسری گفتم اگه این ماه هم موفقیتآمیز نباشه دیگه حتماً مطمئن میشم که یه چیزیم هست! چون ما برای بچه اول تو دومین ماهی که اقدام کردیم موفق شدیم. تازه ماه اول هم خودم فهمیدم که تو تاریخ دقیق اشتباه کرده بودم و گرنه همون ماه اول موفق میشدیم! اما اینبار تو این ماه دیگه مطمئنم که همه چیز دقیق و درست انجام شده! همسری جواب داد: حالا جرا فکر میکنی مشکلی اگه باشه از توئه؟! من که حدس میزنم پاراز.یتها یه بلایی سر من آورده باشن!
به نظر منم حرفش خیلی هم بیراه نیست که اگه مشکلی برامون پیش اومده باشه به احتمال زیاد ناشی از همین امواج مخرب پاراز.یتهاست!
اینا رو نوشتم تا هم برای خودم ثبتشون کنم و هم تجربیاتم رو در اختیار بقیه گذاشته باشم...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٢/٢ توسط وفا